در هر سحری با تو همی گویم راز
بر درگه تو همی کنم عرض نیاز
بی منت بندگانت ای بنده نواز
کار من بیچاره سرگشته بساز

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
نظری به کار من کن
که ز دست رفت کارم
به کَسم مکن حواله
که به جز تو کَس ندارم

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
شب قدر است در جانب چرا قدرش نمیدانی
تو را میشورد او هر دم چرا او را نشورانی
چو او آب است و تو جویی چرا خود را نمیجویی
چو او مشک است و تو بویی چرا خود را نیفشانی

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
ما را به دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحرخیز که صاحب نفسانند

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی
هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقهای در ذکر یارب یارب است

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
هر روز ازین ماه مبارک شب عیدی است
هر آه جگرسوز که از سینه برآید
در دامن صحرای جزا سایهی بیدی است
هر نوع شکستی که تو را روی نماید
چون موج درین بحر پر و بال جدیدی است

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
خرم آن کس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
ﺭﻭﺯﻩ ﯼ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ
ﭘﺮﻫﯿﺰ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ
ﺍﺯ ﺭﯾﺎ ﺍﺯ ﺗﻬﻤﺖ ﺩﻭﺭﻭﯾﯽ
ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻧﮓ
ﻭﮔرﻧﻪ ﺗﺎ ﺑﻮﺩﻩ
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ
ﻭﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﻭﺯﻩ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل
گر من به غم تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می دارم دل

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
فرشته نبود
اما مهربان بود
بی پناهم كه يافت
خانه ای ساخت برايم
از نور و آرامش
و من با شكوه زيستم
دستهايش سفيد بود و روشن
انگار از چيدن ماه آمده بود

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
روزه ام با ربنّای
دیده ات وا می شود
ای عجب از آن همه
ذکری که در چشمان توست

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
گاهی اوقات
حسرت تکرار یک لحظه
دیوانه کننده ترین حس دنیاست

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
آب را و خاک را برهم زدی
زآب و گل نقش تن آدم زدی
نسبتش دادی و جفت و خال و عم
با هزار اندیشه و شادی و غم

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی